تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
قرآن مراجعه شود.
د- سؤال چهارم:
خداوند در موارد ديگرى نيز اعلام رضايت كرده، مانند: آيه ١٨ سوره «فتح» و آيات آخر سوره «بيّنه».
اگر رضايت خداوند شامل شرك نيز بشود، مىبايست «عبداللّه بن سعد بن ابى سرح» كه مرتد شد، و از اسلام بازگشت نيز در بهشت باشد.
و اگر قرار باشد خشنودى خدا شامل عدم مجازات آنها در دنيا بشود، نمىبايست «اصحاب ردّه» مورد تعرض، قتل و كشتار خليفه اول «ابوبكر» قرار گيرند.
و نمىبايست «ابوذر» به وسيله «عثمان» تبعيد شود.
و نمىبايست «عمّار» مورد ضرب و شتم «عثمان» قرار گيرد.
و نمىبايست هيچ كدام از اصحاب پيامبر- حداقل در عصر خلفاء- مورد تعرض، مجازات و ... واقع شوند.
آيا چنين چيزى مورد عمل قرار گرفته است؟
مگر «عايشه»، «عثمان» را «نعثل» نمىخواند و او را لازمالقتل نمىدانست؟
مگر او با «طلحه» و «زبير» در برابر «امام على» عليه السلام قيام نكردند؟
مگر در «جمل» آن همه جمعيت را به كشتن ندادند؟
و مگر بسيارى از آنها صحابه نبودند؟
با اين پرسشها آيا چنين عبارتى كه از آقاى «محمّد بن كعب قرظى» در مورد صحابه نقل شده قابل توجيه است؟
از همه اينها كه بگذريم، آيات قبل و بعد از اين آيه، مسلمانان «مدينه» را به دو گروه تقسيم نموده: