تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤
داد، تشكيل بيتالمال بود، كه يكى از منابع آن را «زكات» تشكيل مىداد، و طبق مشهور، اين حكم در سال دوم هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله تشريع شد.
اين آيه به روشنى مصارف واقعى زكات را بيان كرده، و به تمام توقعات بىجا پايان مىدهد، و آن را در هشت مصرف خلاصه مىكند:
١- «فقراء»، نخست مىگويد: «صدقات و زكات براى فقيران است» «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ».
٢- «و براى مساكين» «وَ الْمَساكينِ».
در اين كه «فقير» و «مسكين» با هم چه تفاوتى دارند، بحثى است كه در پايان تفسير آيه خواهد آمد.
٣- «و براى عاملان» و جمعآورىكنندگان زكات «وَ الْعامِلينَ عَلَيْها».
اين گروه در حقيقت، كارمندان و كاركنانى هستند كه، براى جمعآورى زكات و اداره بيتالمال اسلام، تلاش و كوشش مىكنند، و آنچه به آنها داده مىشود، در حقيقت، به منزله مزد و اجرت آنها است، و لذا فقر در اين گروه به هيچ وجه شرط نيست.
٤- «مؤلفة قلوبهم»، يعنى كسانى كه انگيزه معنوى نيرومندى براى پيشبرد اهداف اسلامى ندارند، و با تشويق مالى، مىتوان تأليف قلب، و جلب محبت آنان را نمود، لذا مىفرمايد: «و براى كسانى كه قلبهاى آنها الفت مىپذيرد و محبتشان جلب مىشود» «وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ».
توضيح بيشتر درباره اين گروه بعداً خواهد آمد.
٥- «و براى آزاد ساختن بردگان» «وَ فِي الرِّقابِ».
يعنى سهمى از زكات، تخصيص به مبارزه با بردگى، و پايان دادن به اين موضوع ضد انسانى، داده مىشود، و همان گونه كه در جاى خود گفتهايم،