تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧
نخستين، و برنامههاى آنها پيروى مىكنند، بنابراين بايد تمام امت بدون استثناء اهل نجات باشند!
و اما اين كه، در حديث «محمّد بن كعب» از اين موضوع جواب داده شده كه: خداوند در تابعين قيد احسان را ذكر كرده، يعنى از برنامه نيك و روش صحيح صحابه پيروى كنند، نه از گناهانشان، اين سخن از عجيبترين بحثها است.
چرا كه مفهومش، اضافه «فرع» بر «اصل» است، جائى كه شرط نجات تابعان و پيروان صحابه اين باشد كه: در اعمال صالح از آنها پيروى كنند، به طريق اولى بايد اين شرط در خود صحابه بوده باشد.
و به تعبير ديگر، خداوند در آيه فوق مىگويد: رضايت و خشنودى او شامل حال همه مهاجران و انصار نخستين، كه داراى برنامه صحيح بودند و همه پيروان آنها است، نه اين كه مىخواهد مهاجران و انصار را چه خوب باشند و چه بد، مشمول رضايت خود قرار دهد، اما تابعان را با قيد و شرط خاصى بپذيرد.
ثانياً- اين موضوع با دليل عقل به هيچ وجه سازگار نيست؛ زيرا عقل، هيچ گونه امتيازى براى ياران پيامبر صلى الله عليه و آله بر ديگران قائل نمىباشد، چه تفاوتى ميان «ابو جهلها» و كسانى است كه نخست ايمان آوردند، سپس از آئين او منحرف شدند.
و چرا كسانى كه سالها و قرنها بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله قدم به اين جهان گذاردند، و فداكارىها و جانبازىهاى آنها در راه اسلام، كمتر از ياران نخستين پيامبر صلى الله عليه و آله نبود- بلكه اين امتياز را داشتند كه: پيامبر صلى الله عليه و آله را ناديده، شناختند، و به او ايمان آوردند- مشمول اين رحمت و رضايت الهى نباشند.
قرآنى كه مىگويد: گرامىترين شما نزد خدا، پرهيزكارترين شما است،