تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤
در آيه بعد، بار ديگر به سوگندهاى دروغين منافقان اشاره مىكند و مىفرمايد: «آنها براى فريب شما، به زودى دست به دامن قسم مىزنند، و هنگامى كه به سوى آنان بازگشتيد، به خدا سوگند ياد مىكنند كه: از آنها صرفنظر كنيد، و اگر خطائى كردهاند، مشمول عفوشان سازيد» «سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ».
آنها از هر درى وارد مىشوند، تا خشم شما را فرو نشانند و مورد مجازات قرار نگيرند.
گاهى از طريق عذرخواهى مىخواهند خود را بىگناه قلمداد كنند.
و گاهى با اعتراف به گناه، تقاضاى عفو و گذشت دارند، شايد به يكى از اين دو طريق بتوانند در دل شما نفوذ كنند.
ولى شما نبايد به هيچ وجه تحت تأثير آنان قرار گيريد، و «بايد از آنها روى بگردانيد» «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ».
اما به عنوان اعتراض و خشم و انكار! نه به عنوان عفو و بخشش و گذشت.
آنها تقاضاى اعراض دارند، اما اعراض به معنى «گذشت»، شما هم اعراض كنيد، ولى به معنى «تكذيب و انكار».
اين دو تعبير مشابه، با دو معنى كاملًا متضاد، لطافت و زيبائى خاصى دارد كه، بر اهل ذوق پوشيده نيست.
آنگاه به عنوان تأكيد و توضيح و بيان دليل مىفرمايد: «چرا كه آنها موجوداتى پليدند» «إِنَّهُمْ رِجْسٌ»، و بايد از چنين موجودات پليدى، اعراض كرد.
و چون چنيناند، «جايگاهى جز جهنم نخواهند داشت» «وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ».
زيرا، بهشت جاى نيكان و پاكان است، نه جايگاه پليدان و آلودگان!