تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤
گامى كه برداشتيد، و هر مالى كه در اين راه انفاق كرديد، و هر سرزمينى را كه پيموديد با شما همراهى داشتند!
عرض كردند: اى رسول خدا! چگونه با ما بودند با اين كه در «مدينه» ماندند؟
فرمود: به اين دليل كه آنها به خاطر عذر، نتوانستند در جهاد شركت كنند (اما قلبشان با ما بود). «١»
***
و در آيه بعد، به گروه چهارمى اشاره مىكند، كه آنها نيز از شركت در جهاد معاف هستند، مىفرمايد: «همچنين بر آن گروه ايراد نيست، كه وقتى نزد تو آمدند تا مركبى براى شركت در ميدان جهاد در اختيارشان بگذارى، گفتى مركبى در اختيار ندارم كه شما را بر آن سوار كنم، ناچار از نزد تو خارج شدند، در حالى كه چشمهايشان اشكبار بود، و اين اشك به خاطر اندوهى بود، كه از نداشتن وسيله براى انفاق در راه خدا، سرچشمه مىگرفت» «وَ لا عَلَى الَّذينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ».
«تَفِيضُ» از ماده «فيضان»، به معنى ريزش بر اثر پر شدن است، هنگامى كه انسان ناراحت مىشود، اگر ناراحتى زياد شديد نباشد، چشمها پر از اشك مىشود، بى آن كه جريان يابد، اما هنگامى كه ناراحتى به مرحله شديد رسد، اشكها جارى مىشود.
اين نشان مىدهد: اين گروه از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله، به قدرى شيفته، دلباخته و