تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧
لازم به يادآورى است كه، حتى منحرفان از اصل توحيد (مانند مسيحيان امروز كه طرفدار تثليثند) باز دم از توحيد مىزنند، و مىگويند: تثليث ما با توحيد، كه آئين همه انبياء است، منافاتى ندارد! و به اين ترتيب مراجعه به اين امتها براى ابطال دعوى مشركان كافى است.
ولى جمعى از مفسران، احتمال ديگرى در تفسير آيه، با الهام از بعضى از روايات دادهاند «١» و آن اين كه، سؤال كننده، شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله و سؤال شونده خود انبياى پيشين هستند، سپس افزودهاند: اين موضوع در شب «معراج» تحقق يافت، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله با ارواح انبياى پيشين تماس گرفت، و براى تأكيد امر توحيد، اين سؤال را مطرح نمود، و پاسخ شنيد.
بعضى نيز، افزودهاند: در غير شب «معراج» هم اين ارتباط براى پيامبر صلى الله عليه و آله ممكن بوده، چرا كه فاصلههاى زمانى و مكانى در ارتباط پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با ارواح انبياء، هرگز مانعى ايجاد نخواهد كرد، و آن بزرگوار در هر لحظه و هر مكان مىتوانست با آنها ارتباط گيرد.
البته اين تفسيرها هيچ مشكل عقلى ندارد، ولى از آنجا كه هدف از آيه نفى مذهب مشركان است، نه آرامش روح پيامبر صلى الله عليه و آله، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسأله توحيد چنان غرق بود و از شرك بيزار، كه نيازى به سؤال نداشت، و براى استدلال در مقابل مشركان تماس روحانى پيامبر صلى الله عليه و آله با ارواح انبياى پيشين قانع كننده نبود، لذا تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد، و تفسير دوم ممكن است اشاره به بطون آيه باشد، نه ظاهر آن، چرا كه آيات قرآن ظاهرى دارد و بطونى.
اين موضوع، نيز قابل توجه است كه از ميان نامهاى خداوند در آيه فوق