تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣
روشن است، منظور از اين روز موعود، همان روز قيامت است، و اين كه بعضى احتمال دادهاند، منظور لحظه مرگ است، بسيار بعيد به نظر مىرسد، چرا كه مجازات اعمال در قيامت است نه در لحظه مرگ.
اين، همان يوم موعودى است كه در سوره «بروج» آيه ٢، به آن سوگند ياد شده است: وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ: «سوگند به روز موعود» (روز رستاخيز).
***
دو آيه بعد، ادامه سخن پيرامون مسأله توحيد است كه از يك نظر نتيجهاى است براى آيات قبل، و از يك نظر دليلى براى تحكيم و تكميل آن است، و در آن هفت توصيف، براى خداوند آمده، كه همه در تحكيم مبانى توحيد مؤثر است.
نخست، در مقابل مشركان كه براى آسمان و زمين اله و معبود جداگانه قائل بودند، و حتى خداى دريا، و خداى صحرا، خداى جنگ، و خداى صلح، و خدايان مختلفى، مطابق انواع موجودات در پندار خود ساخته بودند، مىفرمايد:
«او كسى است كه در آسمان معبود است و در زمين معبود» «وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ».
چرا كه با قبول ربوبيت او در آسمانها و زمين، كه در آيات قبل آمده، مسأله الوهيت نيز ثابت مىشود، زيرا معبود واقعى كسى است كه رب و مدير و مدبر عالم است.
نه ارباب انواع، نه فرشتگان، نه حضرت مسيح عليه السلام، و نه بتها، هيچ كدام شايسته پرستش و عبوديت نيستند، چرا كه مقام ربوبيت ندارند، آنها به نوبه خود مخلوق و مربوب و روزىخوار خوان اويند، آنها نيز او را پرستش مىكنند.
سپس در توصيف دوم و سوم مىافزايد: «او حكيم و عليم است» «وَ هُوَ