تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
آيات الهى) آمد، گفت: من براى شما حكمت آوردهام، و آمدهام تا بعض امورى را كه در آن پيوسته اختلاف داريد، براى شما تبيين كنم» «وَ لَمَّا جاءَ عِيسى بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ».
به اين ترتيب، سرمايه عيسى عليه السلام «بينات» يعنى آيات الهى و معجزات بود كه از يكسو حقانيت او را تبيين مىكرد، و از سوى ديگر، حقايق مربوط به مبدأ و معاد و نيازهاى زندگى بشر را.
در اين عبارت، حضرت مسيح عليه السلام محتواى دعوت خود را «حكمت» توصيف مىكند، و مىدانيم ريشه اصلى «حكمت» به معنى «جلوگيرى كردن از چيزى به منظور اصلاح آن» است، و سپس به تمام عقائد حق، و برنامههاى صحيح زندگى كه انسان را از هر گونه انحراف در ايمان و عمل بازمىدارد، و به تهذيب نفس و اخلاق او مىپردازد، اطلاق شده است، و به اين ترتيب «حكمت» در اينجا معنى وسيعى دارد كه هم «حكمت علمى» را مىگيرد و هم «حكمت عملى» را.
اين «حكمت»، علاوه بر اينها هدف ديگرى نيز به دنبال دارد و آن بر طرف ساختن اختلافاتى است كه وجود آنها، نظام جامعه را به هم مىريزد، و مردم را سرگردان و بيچاره مىكند، و لذا حضرت مسيح عليه السلام در متن سخنانش روى اين مسأله تكيه مىنمايد.
در اينجا سؤالى مطرح است كه غالب مفسران نيز به آن توجه كردهاند، و آن اين كه چرا مىگويد: آمدهام بعضى از امورى را كه در آن اختلاف داريد تبيين كنم؟ چرا همه آن را تبيين نمىكند؟!.
از اين سؤال، جوابهاى متعددى داده شده كه از همه مناسبتر اين است:
اختلافاتى كه مردم دارند، دو گونه است: بخشهائى است كه در سرنوشت آنها از