تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
و آنچه محمّد صلى الله عليه و آله، پيرامون معاد و حيات بعد از مرگ و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ مىگويد، هيچ كدام واقعيت ندارد، اصلًا حشر و نشرى در كار نيست!
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه چرا «مشركان»، تنها بر مرگِ نخست تكيه مىكنند؟ كه مفهومش، عدم وجود مرگ ديگرى بعد از اين مرگ است، در حالى كه منظور آنها، نفى حياتِ بعد از مرگ مىباشد، نه انكارِ مرگ دوم، و به تعبير ديگر، انبياء خبر از حيات بعد از مرگ مىدادند نه خبر از مرگ دوباره.
در پاسخ مىگوئيم: منظور، عدمِ وجودِ حالت ديگرى بعد از مرگ است، يعنى ما فقط يك بار مىميريم و همه چيز تمام مىشود و بعد از آن نه حيات ديگرى است و نه مرگى، هر چه هست، همين يك مرگ است. (دقت كنيد). «١»
در حقيقت، مفهوم اين آيه شباهت زيادى با مفهوم آيه ٢٩ سوره «انعام» دارد كه مىگويد: وَ قالُوا إِنْ هِىَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ: «آنها گفتند: چيزى جز اين زندگى دنياى ما نيست؛ و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد»!
***
سپس، سخن آنها را نقل مىكند كه براى اثبات مدعاى خود، به دليل واهى و بىاساسى دست زده مىگفتند: «اگر راست مىگوئيد كه بعد از مرگ، حياتى در كار است، پس پدران ما را زنده كنيد و نزد ما بياوريد، تا بر صدق گفتار شما گواهى دهند»! «فَأْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».