تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
آنجا كه مىگويد: «إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ».
اين آيه، دو چيز اضافه دارد: يكى اين كه بشارت عدم خوف و حزن از سوى فرشتگان به آنها داده مىشود، در حالى كه در آيه مورد بحث اين مطلب مسكوت گذارده شده، ديگر اين كه، علاوه بر نفى ترس و غم، بشارت به بهشت موعود نيز در آن آمده در حالى كه در محل كلام در آيه بعد به آن اشاره مىشود.
به هر حال اين دو آيه، يك مطلب را تعقيب مىكند، يكى فشردهتر و ديگرى مشروحتر.
در تفسير «على بن ابراهيم» مىخوانيم كه فرمود: منظور از جمله «إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا»: اسْتَقامُوا عَلى وِلايَةِ عَلِىٍّ امِيْرِالْمُؤْمِنِيْنَ عليه السلام: «استقامت بر ولايت اميرمؤمنان على عليه السلام» است.
اين، به خاطر آن است كه ادامه خط اميرمؤمنان عليه السلام در جهت علم و عمل و عدالت و تقوى، مخصوصاً در عصرهاى تاريك و ظلمانى، كار مشكلى است كه بدون استقامت، امكان پذير نيست، بنابراين، يكى از مصداقهاى روشن آيه مورد بحث، محسوب مىشود، نه اين كه مفهوم آن منحصر به همين معنى باشد و استقامت در جهاد و اطاعت پروردگار و مبارزه با هواى نفس و شيطان را شامل نشود.
در ذيل آيه ٣٠ سوره «فصلت» شرح مبسوطى پيرامون مسأله «استقامت» دادهايم. «١»
***
و در آخرين آيه مورد بحث، مهمترين بشارت را به موحدان نيكوكار