تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦
بتپرستى مبارزه كردند، و جهانيان را به سوى توحيد دعوت نمودند، ولى كسى كه به اين كلمه استقرار بخشيد، و پرچم آن را همه جا برافراشت ابراهيم عليه السلام بتشكن بود.
او نه تنها در زمان خود كوشش فراوان براى تداوم خط توحيد نمود، بلكه در دعاهاى خويش نيز از ساحت قدس پروردگار، همين معنى را طلب كرد و عرضه داشت: وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ: «من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاهدار». «١»
در اينجا تفسير ديگرى نيز وجود دارد، و آن اين كه ضمير در «جَعَلَ» به خداوند بازمىگردد، و مفهوم جمله چنين مىشود: «خداوند كلمه توحيد را در دودمان ابراهيم باقى و برقرار ساخت».
ولى بازگشت ضمير به خود ابراهيم عليه السلام (تفسير اول) مناسبتر به نظر مىرسد، زيرا جملههاى قبل، از ابراهيم و كارهاى او سخن مىگويد، و مناسب است كه اين هم جزء كارهاى ابراهيم باشد، به خصوص اين كه در آيات متعددى از قرآن روى اين معنى تكيه شده است كه ابراهيم عليه السلام اصرار داشت فرزندان و اعقابش بر آئين الهى باقى بمانند، چنان كه در سوره «بقره» آيات ١٣١ و ١٣٢ مىخوانيم: إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ* وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ: «در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! (و در برابر حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، پذيرفت؛ و) گفت: در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم. و ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر) فرزندان خود را به اين آئين، وصيت كردند؛ فرزندان من! خداوند اين آئين پاك را براى