تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠
در تفسير اين آيه، احتمالات ديگرى نيز داده شده، از جمله اين كه: گاه انسان از ديدن دردمندان ديگر دردش تخفيف پيدا مىكند، چرا كه معروف است:
البَلِيَّةُ اذَا عَمَّتْ طابَتْ: «هنگامى كه بلا عمومى شد گوارا مىشود»! «١» اما به اينها گفته مىشود، در آنجا چنين تسلّى خاطرى نيست چنان غرق عذابيد كه عذاب شيطان هم بند شما، مايه تسلّى شما نخواهد شد. «٢»
اين احتمال را نيز دادهاند كه، گاه مصيبتى فرا مىرسد و انسان پيامدهاى آن را ميان خود و دوستان تقسيم مىكند، و بار مصيبت سبك مىشود، ولى در آنجا اين مسأله نيز وجود ندارد، چرا كه هر كدام سهم وافرى از عذاب الهى دارند، بىآنكه از ديگرى چيزى كاسته شود!.
ولى، با توجه به اين كه اين آيه تكميلى است براى آيه قبل، همان تفسير اول كه انتخاب كرديم مناسبتر است.
***
در اينجا قرآن اين گروه را به حال خود مىگذارد و روى سخن را به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، از غافلان كوردلى كه پيوسته او را تكذيب مىكردند، و از قماش همان گروهى بودند كه در آيات قبل از آنها سخن گفته شد، بحث كرده، مىفرمايد: « (اى پيامبر) آيا تو مىتوانى سخن خود را به گوش كران برسانى؟ يا كوران و كسانى را كه در گمراهى آشكارى هستند هدايت كنى»؟! «أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ مَنْ كانَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ».
شبيه اين معنى در آيات ديگرى از قرآن مجيد نيز آمده است، كه افراد لجوج و هدايت ناپذير، و هواپرستان بىبصيرت و غرق گناه را، به كران و كوران، و گاه