تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
بلافاصله او را استثناء كرده، مىگويد: «مگر آن كسى كه مرا آفريده، كه او هدايتم خواهد كرد»! «إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ».
او در اين عبارت كوتاه، هم استدلالى براى انحصار عبوديت به پروردگار ذكر مىكند؛ زيرا معبود كسى است كه خالق و مدبر است، و همه قبول داشتند كه خالق، خدا است و هم اشاره به مسأله هدايت تكوينى و تشريعى خدا است كه قانون لطف آن را ايجاب مىكند. «١»
نظير همين معنى در سوره «شعراء» از آيه ٧٧ تا ٨٢ نيز آمده است.
***
ابراهيم عليه السلام، نه تنها در حيات خود طرفدار اصل توحيد و مبارزه، با هر گونه بتپرستى بود، بلكه تمام تلاش و كوشش خود را به كار گرفت، كه كلمه توحيد هميشه در جهان باقى و برقرار بماند، چنان كه در آيه بعد مىگويد: «او كلمه توحيد را كلمه پايندهاى در نسلهاى بعد از خود قرار داد شايد به سوى خدا بازگردند» «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ». «٢»
جالب اين كه امروز تمام اديانى كه در كره زمين، دم از توحيد مىزنند، از تعليمات توحيدى ابراهيم عليه السلام الهام مىگيرند، و سه پيامبر بزرگ الهى «موسى» عليه السلام و «عيسى» عليه السلام و «محمّد» صلى الله عليه و آله از دودمان او هستند، و اين دليل صدق پيشگوئى قرآن در اين زمينه است.
درست است كه قبل از ابراهيم عليه السلام، انبياى ديگرى همچون نوح عليه السلام با شرك و