تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢
مىداديد به شما مىدهند!
٢٩- اين كتاب ماست كه به حق با شما سخن مىگويد (و اعمال شما را بازگو مىكند)؛ ما آنچه را انجام مىداديد مىنوشتيم!
٣٠- اما كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مىكند؛ اين همان پيروزى بزرگ است!
٣١- اما كسانى كه كافر شدند (به آنها گفته مىشود:) مگر آيات من بر شما خوانده نمىشد و شما استكبار كرديد و قوم مجرمى بوديد؟!
تفسير:
در آن دادگاه عدل، همه به زانو درمىآيند!
اين آيات در حقيقت پاسخ ديگرى است به سخن دهريين كه منكر مبدأ و معاد بودند، و در آيات قبل به گفتار آنها اشاره شد.
نخست مىفرمايد: «بگو! خداوند شما را زنده مىكند، سپس مىميراند بار ديگر حيات مىبخشد، و براى حساب در روز قيامت، روزى كه در آن شكّ و ترديدى نيست، جمعآورى مىكند» «قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لارَيْبَ فِيهِ».
آنها، نه خدا را قبول داشتند، و نه روز جزا را، و محتواى اين آيه، در حقيقت استدلال براى هر دو قسمت است، چرا كه روى مسأله حيات نخستين تكيه شده، و به تعبير ديگر: آنها اصل وجود حيات نخستين و پيدايش موجودات زنده را موجودات بىجان را، نمىتوانستند انكار كنند، و اين از يكسو، دليلى است براى وجود عقل و علم كل،- مگر ممكن است حيات و زندگى با آن نظم شگرف، و اسرار پيچيده، و چهرههاى گوناگون، كه عقل همه دانشمندان در آن