تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ».
تو بودى كه بينوايان را در بند و زنجير كشيده بودى، بر آنها ظلم و ستم روا مىداشتى، براى خود قدرتى شكستناپذير و احترامى فوقالعاده قائل بودى.
آرى، اين تو بودى كه با آن همه غرور، هر جنايتى را مرتكب شدى، اكنون بچش نتيجه اعمالت را كه در برابر چشمان تو مجسم شده است، و همان گونه كه جسم و جان مردم را سوزاندى، اكنون درون و برونت در آتش قهر الهى و با آب سوزان مىسوزد.
در حديثى آمده است، پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روزى دست «ابوجهل» را گرفت و فرمود: أَوْلى لَكَ فَأَوْلى: «منتظر باش (ابوجهل)! منتظر باش»!
«ابوجهل» ناراحت شد و دست خود را كشيد و گفت: بِأَىِّ شَىْءٍ تُهَدِّدُنِي؟
ما تَسْتَطِيْعُ أَنْتَ وَ صاحِبُكَ أَنْ تَفْعَلا بِىَ شَيْئاً! إِنِّي لَمِنْ أَعَزِّ هذَا الْوادِي وَ أكْرَمِهِ!: «مرا به چه چيز تهديد مىكنى؟ نه تو و نه صاحبت (خدا) قادر نيستيد با من كارى كنيد! در سراسر اين سرزمين مكّه، من از همه نيرومندتر و گرامىترم».
آيه فوق ناظر به همين معنى است، مىگويد: هنگامى كه او را در آتش دوزخ مىافكنند، به او مىگويند: بچش! اى مرد نيرومندِ گرامىِ سرزمين مكّه»! «١»
***
و در آخرين آيه مورد بحث، مىافزايد: به آنها خطاب مىشود: «اين همان چيزى است كه پيوسته درباره آن شك و ترديد مىكرديد» «إِنَّ هذا ما كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ».
چقدر در آيات مختلف قرآن، با انواع دلائل، واقعيت و حقانيت اين روز به