تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
است براى جمعيتى كه اهل يقيناند» «وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ».
در حقيقت، همان گونه كه در عبارت معروف و منسوب به امير مؤمنان على عليه السلام آمده است: «اين انسان جرم صغيرى است كه عالم كبيرى در او خلاصه شده» «١»
، و آنچه در عالم كبير وجود دارد، نمونهاى از آن در درون جسم و جان او است.
خصلتها و صفاتش معجونى است از خصائل و صفات مجموعه جنبندگان و موجودات زنده، و تنوع خلقتش عصارهاى است از مجموعه حوادث اين جهان بزرگ.
ساختمان يك سلول او به اندازه ساختمان يك شهر عظيم صنعتى اسرارانگيز است، و آفرينش يك موى او با ويژگىها و خصوصيات مختلفى كه با سرپنجه علم و دانش كشف شده است، خود آيتى ديگر از آيات الهى است.
وجود هزاران كيلومتر رگهاى كوچك و بزرگ و مويرگهاى فوقالعاده ظريف در بدن او، و هزار كيلومتر رشتههاى ارتباطى و سيمهاى مخابراتى سلسله اعصاب، و چگونگى ارتباط آنها با مركز فرماندهى فوقالعاده پيچيده و اسرارآميز، و در عين حال قوى و نيرومند در مغز، و طرز كار هر يك از دستگاههاى داخلى بدن، و هماهنگى عجيب آنها به هنگام بروز حوادث ناگهانى، و دفاع سرسختانه نيروهاى محافظ تن در برابر هجوم عوامل خارجى، هر يك به تنهائى آيتى است.
از انسان كه بگذريم، صدها هزار نوع جنبنده، از حيوانات ذرهبينى گرفته تا