تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٧
رسوائى بزرگ برهانند.
نخست مىگويد: «آيا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است، گمان كردند خدا كينههاى شديدشان را ظاهر نمىسازد»؟! «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ». «١»
«اضْغان» جمع «ضغن» (بر وزن حرص، و همچنين بر وزن عقد) به معنى كينه شديد است.
آرى، آنها در درون دل، كينه شديدى نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان داشته، و هميشه منتظر فرصتى بودند كه ضربهاى بر آنها وارد كنند، قرآن به آنان هشدار مىدهد، تصور نكنند، هميشه مىتوانند چهره واقعى خود را مكتوم دارند.
***
لذا در آيه بعد، مىفرمايد: «اگر بخواهيم آنها را به تو نشان مىدهيم، تا آنها را با قيافههايشان بشناسى»! «وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ».
در چهرههاى آنها علامتى مىگذاريم كه، با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوى، و به «رأى العين» آنها را ببينى.
سپس، مىافزايد: «هر چند الان هم مىتوانى از طرز سخنانشان آنها را بشناسى» «وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ».
«راغب» در «مفردات»، مىگويد: «لحن» عبارت از اين است كه، سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، يا اعراب خلافى به آن دهند، و يا از صورت صراحت، به كنايه و اشاره بكشانند، و منظور در آيه مورد بحث، معنى سوم است، يعنى اين منافقان بيماردل را، از كنايهها و نيشها و تعبيرات موذيانه