تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠
٢٤- آيا آنها در قرآن تدبر نمىكنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!
تفسير:
از نام جهاد نيز وحشت دارند!
در اين آيات، موضعگيرىهاى مختلف «مؤمنان» و «منافقان» را در برابر فرمان جهاد، روشن مىسازد، و تكميلى است بر بحثهائى كه درباره اين دو گروه در آيات قبل آمد.
نخست مىفرمايد: «مؤمنان پيوسته مىگويند: چرا سورهاى نازل نمىشود»؟! «وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلا نُزِّلَتْ سُورَةٌ».
سورهاى كه در آن فرمان جهاد باشد، و تكليف ما را در برابر دشمنان سنگدل و خونخوار و بىمنطق، روشن سازد، سورهاى كه آياتش نور هدايت بر قلب ما بپاشد، و روح و جان ما را با فروغش روشن نمايد.
اين وضع حال مؤمنان راستين.
و اما منافقان «هنگامى كه سوره محكم و استوارى نازل مىگردد كه در آن نامى از جنگ و جهاد است، منافقان بيماردل را مىبينى، همچون كسى كه در آستانه مرگ قرار گرفته، با نگاهى مات و مبهوت، و چشمانى كه حدقه آنها از كار ايستاده، به تو مىنگرند»! «فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ».
از شنيدن نام جنگ، چنان وحشت و اضطراب سر تا پاى آنها را فرا مىگيرد كه نزديك است، قالب تهى كنند! فكرشان از كار مىافتد، سياهى چشم از حركت بازمىايستد، و همچون كسانى كه نزديك است قبض روح شوند، نگاهى بىحركت و خيره، بىآنكه پلكهاى چشم به هم خورد، دارند، و اين گوياترين