تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠
***
سومين موهبت را، كه مسأله نزول آب باران و احياء زمينهاى مرده است، در آيه بعد، به اين صورت مطرح مىكند: «همان كسى كه از آسمان آبى فرستاد به مقدار معين» «وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ».
«و به وسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم» «فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً».
«و همينگونه كه زمينهاى مرده، با نزول باران زنده مىشوند، نيز (در قيامت از قبرها) شما را خارج مىسازد» «كَذلِكَ تُخْرَجُونَ».
تعبير به «قَدَر»، اشاره لطيفى است به نظام خاصى كه بر نزول باران حكمفرما است، به اندازهاى مىبارد كه مفيد و ثمر بخش است و زيانبار نيست.
درست است كه گاهى سيلابها به راه مىافتد، و زمينهائى را ويران مىكند اما اين از حالات استثنائى است، و جنبه هشدار دارد، ولى اكثريت قريب به اتفاق بارانها سودمند و مفيد و سودبخش است، اصولًا پرورش تمام درختان و گياهان و گلها و مزارع پر ثمر، از بركت همين نزول به اندازه باران است، و اگر نزول باران، نظامى نداشت اين همه بركات عائد نمىشد.
در قسمت دوم آيه روى جمله «انْشَرْنا» كه از ماده «نُشُور»، به معنى گستردن است، تكيه شده كه رستاخيزِ جهان نباتات را مجسم مىسازد: زمينهاى خشكيده كه بذرهاى گياهان را همچون اجساد مردگان در قبرها در دل خود پنهان داشته، با نفخه صور «نزول باران»، به حركت درمىآيند، تكانى مىخورند و مردگانِ گياه، سر از خاك برمىدارند و محشرى برپا مىشود كه خود نمونهاى است از رستاخيز انسانها، كه در آخر همين آيه و در آيات متعدد ديگرى از قرآن مجيد به آن اشاره شده است.
در چهارمين مرحله، بعد از ذكر نزول باران و حيات گياهان، به آفرينش