تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧
در ربوبيت مطلقه پروردگار بينديشيد».
ديگر اين كه «اگر شما اهل يقين مىباشيد، بهترين مورد براى پيدا كردن يقين همينجاست» اگر شما كه آثار ربوبيت خداوند را در تمام عالم هستى مىبينيد، و دل هر ذرهاى را كه بشكافيد، نشانهاى از اين ربوبيت در آن مىيابيد، به ربوبيت او يقين پيدا نكنيد، به چه چيز مىتوانيد در عالم، ايمان و يقين پيدا كنيد؟!
***
در چهارمين و پنجمين و ششمين توصيف مىفرمايد: «معبودى جز او نيست، او زنده مىكند و او مىميراند» «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ». «١»
حيات و مرگ شما به دست او است، و پروردگار شما و همه جهانيان او است، بنابراين معبودى جز او نمىتواند وجود داشته باشد، آيا كسى كه نه مقام ربوبيت دارد، و نه مالك حيات و مرگ است، مىتواند معبود واقع شود؟!
و در هفتمين و آخرين توصيف مىافزايد: «او پروردگار شما و پرودگار پدران نخستين شما است «رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ».
اگر مىگوئيد: بتها را مىپرستيد به خاطر اين كه نياكانتان آنها را پرستش مىكردند، بدانيد پروردگار آنها نيز خداوند يگانه يكتا است، و علاقه شما به نياكانتان نيز ايجاب مىكند كه جز بر آستان خداوند يكتا، سر فرود نياوريد، و اگر آنها راه و رسمى غير از اين داشتهاند، مسلماً در اشتباه بودهاند.
روشن است مسأله حيات و مرگ از شئون تدبير پروردگار است، اگر مخصوصاً آن را ذكر كرده، هم از جهت اهميت فوقالعاده آن مىباشد، و هم