تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
نظر اعتقاد و عمل، و از نظر فرد و جامعه مؤثر است، در حالى كه بخش ديگر اختلافاتى است در امورى كه هرگز سرنوشتساز نيست، مانند نظرات مختلفى كه درباره پيدايش منظومه شمسى و آسمانها، و چگونگى افلاك و ستارگان، و ماهيت روح آدمى، و حقيقت حيات و مانند اينها، ابراز مىگردد.
روشن است، انبياء عليهم السلام مأموريت دارند: به اختلافات بخش اول، از طريق تبيين واقعيتها پايان دهند، ولى هرگز مأمور نيستند: هر گونه اختلافى را هر چند تأثيرى در سرنوشت آدمى نداشته باشد، پايان دهند.
اين احتمال نيز وجود دارد، كه تبيين پارهاى از اختلافات، نتيجه و غايت دعوت انبياء، است يعنى آنها سرانجام موفق مىشوند پارهاى از اختلافات را حل كنند، ولى حل همه اختلافات در دنيا امكانپذير نيست، و به همين دليل در آيات متعددى از قرآن مجيد، يكى از ويژگىهاى قيامت را پايان گرفتن تمام اختلافات بيان مىكند، در آيه ٩٢ «نحل» مىخوانيم: وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ: «و به يقين روز قيامت، آنچه را در آن اختلاف داشتيد، براى شما روشن مىسازد»! (همين معنى در آيات ٥٥ آل عمران- ٤٨ مائده- ١٦٤ انعام- ٦٩ حج، و غير آن آمده است). «١»
و در پايان آيه مىافزايد: «اكنون كه چنين است و محتواى دعوت من اين است، تقواى الهى پيشه كنيد، و مرا اطاعت نمائيد» «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ».
***
سپس براى اين كه هر گونه ابهامى را در زمينه عبوديت خود بر طرف سازد مىگويد: «به طور قطع خداوند، پروردگار من، و پروردگار شما است» «إِنَّ اللَّهَ