تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢
هُزُواً». «١»
در حقيقت اين جاهلان خودخواه، داراى دو حالتند: حالت اول اين كه غالباً آيات الهى را مىشنوند و ناديده مىگيرند و با بىاعتنائى مىگذرند، گوئى اصلًا نشنيدهاند، حالت دوم اين كه اگر بشنوند و بخواهند به آن اعتنا كنند و عكسالعملى نشان دهند، كارى جز استهزاء و مسخره كردن ندارند، و همه آنها در اين دو برنامه مشتركند، گاه آن، و گاه اين، (بنابراين هيچگونه تضادى در ميان اين آيه و آيه قبل وجود ندارد).
جالب اين كه نخست مىگويد: «اگر چيزى از آيات ما را بداند». ولى بعداً نمىگويد آنچه را دانسته استهزاء مىكند، بلكه مىگويد: همه آيات ما را (چه آنها را كه دانسته و چه آنها را كه ندانسته) به استهزاء و سخريه مىگيرد!.
و اين نهايت جهل و بىخبرى است كه انسان چيزى را انكار، يا مسخره كند كه اصلًا نفهميده است، و اين بهترين دليل لجاج و عناد آنها است.
و در پايان آيه، مجازات اين گروه را چنين بيان مىكند: «براى آنها عذاب خواركنندهاى است» «أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ».
چرا چنين نباشد، در حالى كه آنها مىخواستند با استهزاء آيات الهى، مقام و شخصيتى براى خود كسب كنند، اما خداوند به كيفر اين كار آنها را پست و موهون و بىمقدار مىكند، و آنها را به طرزى خواركننده و خفتآور در عذاب قيامت گرفتار مىسازد، آنها را به صورت بر زمين مىكشند، و با غل و زنجير،