تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٤
خونريزى و قطع رحم از شما انتظار نمىرود.
گويا جمعى از منافقان، براى فرار از ميدان جهاد، اين بهانه را درست كرده بودند كه ما چگونه قدم به ميدان نبرد بگذاريم و خونريزى كنيم و خويشاوندان خود را به قتل برسانيم و «مفسد فى الارض» باشيم؟!.
قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «مگر آن روز كه حكومت در دست شما بود جز فساد و خونريزى و قطع رحم، كارى داشتيد؟! اينها بهانه است، هدف از جنگ در اسلام، خاموش كردن آتش فتنه است، نه فساد و تباهى در زمين، هدف برچيدن بساط ظلم و ستم است، نه قطع رحم.
در بعضى از روايات كه در منابع اهل بيت عليهم السلام آمده است، مىخوانيم: «اين آيه درباره «بنى اميه» است كه وقتى زمام حكومت را به دست گرفتند، نه بر صغير رحم كردند، و نه بر كبير، حتى خويشاوندان خود را به خاك و خون كشيدند!. «١»
روشن است، «بنى اميه» از «ابو سفيان» گرفته تا فرزندان و نوادههاى او، همه مصداق روشن اين آيه بودند، منظور از روايت نيز همين است، در حالى كه آيه، مفهوم گستردهاى دارد كه همه منافقان ظالم و مفسد را شامل مىشود.
***
در آيه بعد، سرنوشت نهائى اين گروه منافق و بهانهجوى مفسد را چنين بيان مىكند: «آنها كسانى هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، گوشهايشان را كر، و چشمهايشان را كور نموده است»، نه حقيقتى را مىشنوند، و نه واقعيتى را مىبينند «أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ».
آنها، جهاد اسلامى را كه بر معيار حق و عدالت است، قطع رحم و فساد فى الارض مىپندارند، اما آن همه جناياتى را كه در جاهليت مرتكب شدند، و