تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤
٢٤ وَ قالُوا ما هِىَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ مايُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
٢٥ وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
ترجمه:
٢٤- گفتند: «چيزى جز همين زندگى دنياى ما در كار نيست؛ گروهى از ما مىميرند و گروهى جاى آنها را مىگيرند؛ و جز طبيعت ما را هلاك نمىكند»! آنان به اين سخن كه مىگويند علمى ندارند، بلكه تنها حدس مىزنند.
٢٥- و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مىشود، دليلى در برابر آن ندارند جز اين كه مىگويند: «اگر راست مىگوئيد پدران ما را (زنده كنيد و) بياوريد»!
تفسير:
عقايد «دهريّين»
در اين آيات، بحث ديگرى پيرامون منكران توحيد است، منتها در اينجا تنها از گروه خاصى از آنها يعنى «دهريّين» نام مىبرد، كه مطلقاً وجود صانع حكيم را در عالم هستى انكار مىكردند، در حالى كه اكثر مشركان ظاهراً به خدا ايمان داشتند و بتها را شفيعان درگاه او مىدانستند، مىفرمايد: «آنها گفتند چيزى جز همين زندگى ما، در دنيا در كار نيست، گروهى از ما مىميرند و گروهى زنده مىشوند» و جاى آنها را مىگيرند، و نسل بشر همچنين تداوم مىيابد «وَ قالُوا ما