تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
تفسير:
همنشين شياطين!
از آنجا كه در آيات پيشين سخن از دنياپرستانى بود كه همه چيز را بر معيارهاى مادى ارزيابى مىكنند، در آيات مورد بحث، از يكى از آثار مرگبار دلبستگى به دنيا كه بيگانگى از خدا است سخن مىگويد.
مىفرمايد: «و هر كس از ياد خدا روىگردان شود شيطان را به سراغ او مىفرستيم، پس همواره قرين اوست»! «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ». «١»- «٢»
آرى غفلت از ذكر خدا، و غرق شدن در لذات دنيا، و دلباختگى به زرق و برق آن، موجب مىشود كه شيطانى بر انسان مسلط گردد و همواره قرين او باشد، و رشتهاى در گردنش افكنده، «مىبرد هر جا كه خاطر خواه او است»!
بديهى است، جاى اين ندارد كه كسى تصور جبر از اين آيه كند، چرا كه اين، نتيجه اعمالى است كه خود آنها انجام دادهاند، بارها گفتهايم: اعمال انسان، مخصوصاً غرق شدن در لذات دنيا و آلوده شدن به انواع گناهان، نخستين تأثيرش اين است كه پرده بر قلب و چشم و گوش انسان مىافتد، او را از خدا بيگانه مىكند، و شياطين را بر او مسلط مىسازد، و تا آنجا ادامه مىيابد كه گاهى راه بازگشت به روى او بسته مىشود، چرا كه شياطين و افكار شيطانى از هر سو او را احاطه مىكنند، و اين نتيجه عمل خود انسان است هر چند نسبت آن به خداوند نيز، به عنوان «سبب الاسباب» بودن صحيح مىباشد، اين همان چيزى