تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٨
اسير، از فرصت استفاده كند و خود را آزاد ساخته و ضربه كارى وارد سازد.
در جمله بعد، حكم اسيران جنگى را بيان مىكند كه، بعد از خاتمه جنگ بايد در مورد آنها اجرا شود، مىفرمايد: «يا بر آنها منت بگذاريد، و بدون عوض آزادشان كنيد، و يا از آنها فديه و عوض بگيريد و آزاد نمائيد» «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً».
و به اين ترتيب، اسير جنگى را نمىتوان بعد از پايان جنگ به قتل رسانيد، بلكه، رهبر مسلمين، طبق مصالحى كه در نظر مىگيرد، آنها را گاه بدون عوض، و گاه با عوض، آزاد مىسازد، و اين عوض، در حقيقت يك نوع غرامت جنگى است كه دشمن بايد بپردازد.
البته، حكم سومى در اين رابطه نيز در اسلام هست، كه اسيران را به صورت بردگان درآورند، ولى آن يك دستور الزامى نمىباشد، بلكه در صورتى است كه رهبر مسلمين در شرائط و ظروف خاصى آن را لازم ببيند، و شايد به همين دليل در متن قرآن، صريحاً نيامده، و تنها در روايات اسلامى منعكس است.
فقيه معروف ما «فاضل مقداد» در «كنز العرفان» مىگويد: «آنچه از مكتب اهلبيت عليهم السلام نقل شده اين است: اگر اسير بعد از پايان جنگ گرفته شود، امام مسلمين مخير ميان سه كار است: آزاد ساختن بىقيد و شرط، گرفتن «فديه» و آزاد كردن، و برده ساختن آنها، و در هر صورت قتل آنها جايز نيست».
او در جاى ديگر از سخن خود مىگويد: «مسأله بردگى از روايات استفاده شده، نه از متن آيه». «١»
اين مسأله در ساير كتب فقهى نيز آمده است. «٢»