تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
و در سومين نعمت مىفرمايد: «ظرفها و جامهاى طلائى مملو از بهترين غذا و شرابهاى بهشتى به وسيله خدمتكاران مخصوص گرداگرد آنها مىگردانند» «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ».
آنها در بهترين ظروف، و از بهترين غذا، در نهايت آرامش و آسايش و صفا، و بدون هيچ درد سر، پذيرائى مىشوند.
«صِحاف» جمع «صَحْفة» (بر وزن صفحه) در اصل از ماده «صحف» به معنى گستردن، گرفته شده، و در اينجا به معنى ظرفهاى بزرگ و وسيع است.
«اكْوْاب» جمع «كوب» به معنى ظروف آب است كه دستهاى در آن نباشد و به تعبير امروز «جام» يا «قدح» است.
گر چه در آيه فوق، تنها سخن از ظرفهاى طلا به ميان آمده، و از غذا و نوشيدنىهاى آن بحثى نشده، ولى پيداست ظرفهاى خالى را هرگز براى پذيرائى اطراف ميهمانها نمىگردانند.
در مرحله چهارم و پنجم به دو نعمت ديگر اشاره مىكند كه، تمام نعمتهاى مادى و معنوى جهان در آن جمع است مىفرمايد: «در بهشت آنچه دل مىخواهد و چشم از آن لذت مىبرد موجود است» «وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ».
به گفته مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان»، اگر تمام خلايق جمع شوند تا توصيف انواع نعمتهاى بهشتى را كنند، هرگز قادر نخواهند بود چيزى بر آنچه در اين جمله آمده بيفزايند.
چه تعبيرى از اين زيباتر و جامعتر؟ تعبيرى به گستردگى عالم هستى، و به وسعت آنچه امروز در ذهن ما مىگنجد يا نمىگنجد، تعبيرى كه مافوق آن