تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩
تشخيص نيك و بد را از آنها سلب مىكند، گوئى قلب و گوش آنها را در محفظهاى گذاشته، بسته و مهر كرده است و بر چشم آنها پرده سنگينى افكنده.
اينها در حقيقت آثار چيزى است كه براى خود برگزيدهاند، و نتيجه شوم معبودى است كه براى خود انتخاب كردهاند.
راستى، چه بت خطرناكى است هواپرستى، كه تمام درهاى رحمت و طرق نجات را به روى انسان مىبندد، و چه گويا و پر معنى است حديثى كه از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده: ما عُبِدَ تَحْتَ السَّماءِ الهٌ ابْغَضُ الَى اللَّهِ مِنَ الْهَوى!: «هرگز در زير آسمان معبودى مبغوضتر نزد خدا از هواى نفس پرستش نشده است»!. «١»
بعضى از مفسران گفتهاند: اين جمله اشاره به آن است كه اين هواپرستان لجوج با علم و آگاهى از طريق هدايت، راه ضلالت را پيش مىگيرند؛ چرا كه علم و دانش، هميشه با هدايت همراه نيست، و ضلالت نيز هميشه همراه جهل نمىباشد.
علمى مايه هدايت است كه، انسان به لوازم آن ملتزم باشد، و همراه آن گام بردارد، تا به سرمنزل مقصود برسد، چنان كه قرآن درباره گروهى از كفار لجوج مىگويد: وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ: «آنها آيات خدا را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند»!. «٢»- «٣»
ولى تفسير اول، با توجه به اين كه مرجع ضميرها در آيه خداوند است، مناسبتر است؛ زيرا مىفرمايد: خدا او را گمراه كرده، و بر گوش و قلبش مهر زده است.