تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩
در ميان نعمتهاى بهشتيان از چهار نهر، كه هر كدام مايع و محتوائى مخصوص به خود دارد نام مىبرد، و سپس سخن از ميوههاى بهشتى است، و سرانجام از بعضى مواهب معنوى سخن مىگويد.
نخست مىفرمايد: «بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده، در آن نهرهائى است از آب صاف و خالص كه هيچ گونه دگرگونى در بوى آن حاصل نشده است» «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ». «١»
«آسن» به معنى «بدبو» است، بنابراين «ماء غير آسن» يعنى آبى كه بر اثر طول ماندن يا غير آن بوى آن دگرگون نشده است، اين نخستين قسمت از نهرهاى بهشتى است كه در آن صرفاً آب زلال خوشبو و خوش طعم جارى است.
پس از آن مىافزايد: «و نهرهائى از شير كه طعم آن دگرگون نگشته است» «وَ أَنْهار مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ».
اصولًا، آنجا جاى فساد و تباهى نيست و مواد غذائى بهشتى، با گذشت زمان دگرگون نمىشود، اين عالم دنيا است كه به خاطر وجود انواع ميكربهاى مخرب، مواد غذائى به سرعت به سوى فساد مىرود.
بعد، به سراغ سومين قسمت از نهرهاى بهشتى رفته، مىگويد: «و نهرهائى از شراب طهور كه مايه لذت نوشندگان است»! «وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ».
و بالاخره، چهارمين و آخرين قسمت از نهرهاى بهشتى را به اين صورت بيان مىكند: «و نهرهائى از عسل مصفا» «وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى».