تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩
در پاسخ اين سؤال، جوابهائى گفتهاند كه هيچ يك قابل قبول نيست، و نياز به ذكر آن نمىبينيم، بهتر اين است كه گفته شود: حيات و مرگ برزخى هيچ شباهتى به حيات و مرگ معمولى ندارد، بلكه به مقتضاى معاد جسمانى، حيات قيامت از جهاتى شبيه حيات دنيا است، منتها در سطحى بسيار بالاتر و والاتر، و لذا به بهشتيان گفته مىشود جز مرگ نخستين كه در دنيا داشتيد، ديگر مرگى در كار نخواهد بود، و چون حيات و مرگ برزخى مطلقاً با آن شباهتى ندارد، سخنى از آن به ميان نيامده است. «١»
سومين سؤال اين كه، نبودن مرگ در قيامت منحصر به بهشتيان نيست، دوزخيان نيز مرگى ندارند، پس چرا در آيه روى بهشتيان تكيه شده است؟
مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» جواب جالبى دارد، مىگويد: اين به خاطر آن است كه بشارتى براى بهشتيان باشد كه حيات جاويدان گوارائى دارند، اما براى دوزخيان كه هر لحظه از حياتشان براى آنها مرگى است، و گوئى پيوسته مىميرند و زنده مىشوند، اين سخن مفهومى ندارد.
به هر حال تعبير به «لايَذُوقُون» (نمىچشند) در اينجا اشاره به اين است كه، حتى كمترين آثارى از آثار مرگ نيز براى بهشتيان پيدا نمىشود.
جالب اين كه در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: خداوند روز قيامت در مورد بهشتيانى كه در دنيا با قرآن بودهاند مىگويد: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي، وَ عُلُوِّي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي لَأَنْحَلَنَّ لَهُ الْيَوْمَ خَمْسَةَ أَشْيَاءَ ... إِنَّهُمْ شَبَابٌ لَايَهْرَمُونَ وَ أَصِحَّاءُ لَايَسْقُمُونَ وَ أَغْنِيَاءُ لَايَفْتَقِرُونَ وَ فَرِحُونَ لَايَحْزَنُونَ وَ أَحْيَاءٌ لَايَمُوتُونَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ: لايَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى: «به عزت و جلالم سوگند، و به علو و بلندى مقامم قسم، من پنج چيز را به او مىبخشم ... آنها هميشه جواناند