تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩
اين همه وسائل بيدارى باز بيدار نمىشوند؟
بعد اضافه مىكند: «ما آيات خود را به صورتهاى گوناگون، براى آنها بيان كرديم، شايد بازگردند» «وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ».
ما، معجزات و خارق عادات را به آنها نشان داديم: گاه از طريق نعمت، و گاه بلاء و مصيبت، گاه از طريق توصيف نيكان، گاه توصيف مجرمان، و گاه از طريق «عذاب استيصالِ» ديگران، پند و اندرزها به آنها داديم، اما كبر و غرور و خودخواهى و لجاج، مجال هدايت به آنها نداد!
در آخرين آيه مورد بحث، آنها را مورد سرزنش قرار داده، و با اين بيان شديداً محكوم مىكند: «پس چرا معبودانى را كه غير از خدا برگزيدند- به گمان اين كه آنها را به خدا نزديك مىكنند- در آن لحظاتِ سخت و حساس، به يارى آنها نشتافتند»؟! «فَلَوْلا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً». «١»
راستى، اگر اين معبودان بر حق بودند، پس چرا پيروان خود را در آن مواقع حساس يارى نكردند؟ و از چنگال عذابهاى هولناك نجاتشان ندادند؟! اين خود دليلى محكم بر بطلان عقيده آنها است كه، اين معبودان ساختگى را، پناهگاهِ روزِ بدبختى خود مىپنداشتند.
سپس، مىافزايد: «نه تنها به آنان كمكى نكردند، بلكه از ميان آنها گم شدند» «بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ».
موجوداتى اين چنين بىعرضه و بىارزش، كه مبدأ هيچ اثر، و مفيد هيچ فايدهاى نيستند، و به هنگام حادثه، گم و گور مىشوند، چگونه شايسته پرستش و عبوديتند؟!