تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٤
بدون شك، فراموشى براى ذات پاك خداوند، كه علمش محيط به تمام عالم هستى است مفهومى ندارد، اين كنايه لطيفى است از بىاعتنائى و ناديده گرفتن يك انسان مجرم و گنهكار، حتى در تعبيرات روزمره ما نيز ديده مىشود، مىگوئيم: فلان دوست بىوفا را براى هميشه فراموش كن، يعنى همچون يك انسان فراموش شده با او رفتار نما، مهر و محبت و ديدار و دلجوئى و احوالپرسى را درباره او ترك كن! و هرگز به سراغ او مرو!
اين تعبير، ضمناً تأكيد ديگرى است بر مسأله «تجسم اعمال» و «تناسب مجازات و جرم»؛ چرا كه نسيان قيامت سبب مىشود خدا آنها را در قيامت به فراموشى بسپارد، و چه دردناك و جانكاه است اين مصيبت بزرگ كه خداوند رحيم و مهربان كسى را به فراموشى بسپارد، و از تمام الطافش محروم كند.
مفسران، در اينجا تفسيرهاى مختلفى براى اين «نسيان» ذكر كردهاند كه تقريباً روح همه آنها همان معنى جامع فوق است لذا نيازى به تكرار آنها نمىبينيم.
ضمناً منظور از فراموش كردن، لقاى روز قيامت، فراموش كردن لقاى كليه مسائل و حوادثى است كه در آن روز تحقق مىيابد، اعم از حساب و كتاب و غير آن، كه همواره منكر آن بودند، اين احتمال نيز وجود دارد كه: «منظور فراموش كردن لقاى خداوند در آن روز است»؛ چرا كه روز قيامت به عنوان «يوم لقاء اللَّه» در قرآن مجيد معرفى شده، كه منظور از آن شهود باطنى است.
در دنباله آيه مىافزايد: به آنها گفته مىشود: «جايگاه شما دوزخ است»! «وَ مَأْواكُمُ النَّارُ».
و اگر گمان مىكنيد كسى به يارى شما مىشتابد، قاطعانه به شما مىگوئيم:
«هيچ يار و ياورى براى شما نيست» «وَ مالَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ».