تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٣
٤- تعبير به «عَذابَ الهُونِ» (مجازات توهينآميز و تحقيركننده) عكسالعملى است در مقابل استكبار آنها در زمين؛ چرا كه مجازات الهى، كاملًا متناسب نوع گناه است، آنها كه بر خلق خدا و حتى بر انبياء، كبر فروختند و در برابر هيچ قانونى خضوع نكردند، بايد با ذلت و حقارت تمام كيفر بينند.
***
٥- در ذيل آيه، دو گناه براى اين دوزخيان ذكر شده نخست «استكبار در زمين» و دوم «فسق»، ممكن است اولى، اشاره به عدم ايمان به آيات الهى و بعثت انبياء و رستاخيز باشد، و دومى اشاره به انواع گناهان، يكى از ترك اصول دين سخن مىگويد، و ديگرى از پايمال كردن فروع دين. «١»
***
٦- تعبير به «غَيْرِ الْحَقِّ» به اين معنى نيست كه استكبار دو گونه است: «حق» و «ناحق» بلكه اين تعبيرات، معمولًا براى تأكيد گفته مىشود و نظائر فراوان دارد.
***
٧- زهد پيشوايان بزرگ
در منابع مختلف حديث و تفسير، روايات فراوانى از زهد پيشوايان بزرگ اسلام آمده كه مخصوصاً به آيه مورد بحث، در آن استناد شده است، از جمله:
در حديثى آمده است: روزى «عمر» در «مشربه ام ابراهيم» (محلى در نزديكى مدينه) خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، در حالى كه بر حصيرى از برگ خرما خوابيده بود، قسمتى از بدن مبارك او روى خاك قرار داشت، و متكائى از الياف درخت خرما زير سر داشت، سلام كرد نشست و گفت: تو پيامبر خدا و بهترين