تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
مىخوريد، و در خانههاى خود ذخيره مىكنيد به شما خبر مىدهم» «١» و امثال اينها، منافات ندارد؛ چرا كه آيه مورد بحث نفى «علم غيب مطلق» مىكند، نه «مطلق علم غيب»، به تعبير ديگر اين آيه نفى علم غيب استقلالى مىكند، ولى آن آيات از علم غيب به بركت تعليم الهى سخن مىگويد.
شاهد اين گفتار آيات ٢٦ و ٢٧ سوره «جن» است: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً* إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ: «داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد،* مگر رسولانى كه آنان را برگزيده».
بعضى از مفسران، براى آيه مورد بحث، شأن نزولى آوردهاند و گفتهاند:
«هنگامى كه فشار مشكلات بر ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در «مكّه» زياد شد، حضرت، در خواب ديد: به سرزمينى هجرت مىكند كه داراى نخلستان و درختان و آب فراوان است، اين را براى ياران خود بازگو كرد، آنها همه خوشحال شدند و فكر كردند، به زودى گشايشى در برابر آزار مشركان پيدا خواهد شد، مدتى صبر كردند، اما اثرى از آن نديدند، عرض كردند: اى رسول خدا! آنچه را فرمودى نديديم، كى به آن سرزمينى كه در خواب ديدى مهاجرت خواهيم كرد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله ساكت شد، در اين هنگام آيه فوق نازل گرديد: وَ ما أَدْرِي مايُفْعَلُ بِي وَ لابِكُمْ: «من نمىدانم با من و شما چه خواهد شد». «٢»
ولى، اين شأن نزول بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا مخاطب در اين آيات دشمنان پيامبرند، نه دوستان او، اما ممكن است از قبيل تطبيق باشد يعنى به هنگام مطرح كردن اين سؤال، از ناحيه دوستانش، پيامبر صلى الله عليه و آله به اين آيه تمسك جست، و به آنها پاسخ گفت.
در آخرين آيه مورد بحث، براى تكميل آنچه در آيات قبل آمده مىافزايد: