تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
مىكنند، تا هرگز به صراط مستقيم بازنگردند.
و آن چنان طريق گمراهى را در نظر آنها زينت مىدهند كه: «گمان مىكنند هدايت يافتگان حقيقى آنها هستند»! «وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ».
همان گونه كه در آيه ٣٨ سوره «عنكبوت» درباره «عاد» و «ثمود» مىخوانيم: وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ: «شيطان اعمالشان را براى آنان آراسته بود، از اين رو آنان را از راه (خدا) بازداشت، در حالى كه بينا بودند».
***
خلاصه، اين وضع همچنان ادامه پيدا مىكند، انسان غافل و بىخبر در گمراهى خويش، و شياطين در اضلال او، تا هنگامى كه پردهها كنار مىرود، و چشم حقيقت بين او باز مىشود، «تا زمانى كه نزد ما حاضر مىشود (مىبيند ولى و قرينش همچنان با او است، همان كسى كه عامل همه بدبختىهاى او بوده! فرياد مىزند و) مىگويد: اى كاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشينى بودى»! «حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ».
همه عذابها، يك طرف، و همنشينى با اين قرين سوء، يك طرف، همنشينى با شيطانى كه هر وقت به قيافه نفرتانگيز او مىنگرد، تمام خاطرههاى گمراهى و بدبختيش در نظرش مجسم مىگردد، كسى كه زشتىها را در نظرش زيبا جلوه مىداد، و بيراهه را شاهراه، و گمراهى را هدايت، اى واى كه او براى هميشه قرين و هم بند او است!.
آرى، صحنه قيامت تجسمى است گسترده از صحنههاى اين جهان، و قرين و دوست و رهبر اينجا با آنجا يكى است، حتى به گفته بعضى از مفسران هر دو را