تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨
و از سوى ديگر، دليل بر اين است كه مشركان به اين حقيقت كه خالق آسمانها و زمين خدا است، معترف بودند، و جز در موارد نادرى براى معبودان خود خالقيت قائل نبودند.
و از سوى سوم، اين اعتراف پايهاى است براى ابطال عبوديت بتها، چرا كه شايسته عبادت، كسى است كه خالق و مدبر عالم باشد، نه موجوداتى كه هيچ سهمى در اين قسمت ندارند، بنابراين، اعتراف آنها به خالقيت «اللَّه» دليل دندانشكنى بر بطلان مذهب فاسدشان بود.
تعبير به «عزيز و عليم» كه بيانگر قدرت مطلقه پروردگار و علم و حكمت او است، گر چه يك تعبير قرآنى است، ولى مطلبى نبوده كه مشركان، منكر آن باشند، چرا كه لازمه اعتراف به خالقيت اللَّه، نسبت به آسمان و زمين، وجود اين دو صفت براى خدا است، آنها حتى براى بتهايشان، علم و قدرت قائل بودند، تا چه رسد به خداوند، كه بتها را واسطه ميان خود و او مىدانستند.
***
سپس، به پنج قسمت از نعمتهاى بزرگ خدا، كه هر يك نمونهاى از نظام آفرينش و آيتى از آيات خدا است، اشاره مىكند.
نخست، از زمين شروع كرده مىفرمايد: «همان كسى كه زمين را محل آرامش شما قرار داد» «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً».
واژههاى «مهد و مهاد»، هر دو به معنى محلّى است كه براى نشستن و خوابيدن و استراحت آماده شده است، و در اصل، به محلى گفته مىشود: كه كودك را در آن مىخوابانند، خواه گاهواره باشد، يا غير آن.
آرى، خداوند زمين را گاهواره انسان قرار داد، و در حالى كه چندين نوع، حركت دارد در پرتو قانون جاذبه، و قشر عظيم هوائى كه آن را از هر سو فرا