تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
***
قرآن مجيد براى كوبيدن اين طرز تفكر زشت و خرافى، پاسخهاى دندانشكنى مىگويد، و ديدگاه الهى و اسلامى را كاملًا مجسم مىسازد، نخست مىگويد: «آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند»؟! «أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ».
تا به هر كس بخواهند نبوت بخشند، و كتاب آسمانى بر او نازل كنند، و به هر كس مايل نباشند نكنند، آنها اشتباه مىكنند، رحمت پروردگار تو را خود او تقسيم مىكند، و او از همه كس بهتر مىداند چه كسى شايسته اين مقام بزرگ است، چنان كه در آيه ١٢٤ سوره «انعام» نيز آمده است: اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ: «خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد».
از اين گذشته، اگر تفاوت و اختلافى از نظر سطح زندگى در ميان انسانها وجود دارد، هرگز دليل تفاوت آنها در مقامات معنوى نيست، بلكه: «ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را مسخر كرده (و با هم تعاون نمايند)» «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا».
آنها فراموش كردهاند كه، زندگى بشر، يك زندگى دسته جمعى است، و اداره اين زندگى، جز از طريق تعاون و خدمت متقابل، امكانپذير نيست، هر گاه همه مردم در يك سطح از نظر زندگى و استعداد، و در يك پايه از نظر مقامات اجتماعى باشند، «اصل تعاون» و خدمت به يكديگر، و بهرهگيرى هر انسانى از ديگران متزلزل مىشود.
بنابراين، نبايد اين تفاوت آنها را بفريبد، و آن را معيار ارزشهاى انسانى پندارند.