تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٨
بيماردل، در قرآن تدبر نكردند كه به اين روز سياه افتادند.
«تَدَبُّر» از ماده «دبر» (بر وزن ابر) به معنى بررسى نتائج و عواقب چيزى است، به عكس «تفكر»، كه بيشتر به بررسى علل و اسباب چيزى گفته مىشود، و به كاربردن هر دو تعبير در قرآن مجيد، پر معنى است.
اما نبايد فراموش كرد كه بهرهگيرى از قرآن، نياز به يك نوع خودسازى دارد، هر چند خود قرآن نيز به خودسازى كمك مىكند؛ چرا كه اگر بر دلها قفلها باشد، قفلهائى از هوى و هوس، كبر و غرور، لجاجت و تعصب، اجازه ورود نور حق به آن نمىدهد، در آيات مورد بحث، به همين امر نيز اشاره شده است.
و چه زيبا مىگويد، اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبهاى كه پيرامون صفات پرهيزگاران ايراد فرموده: أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ فَإِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌ رَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ وَ إِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَخْوِيفٌ أَصْغَوْا إِلَيْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِمْ: «آنها شب هنگام بر پا ايستاده، قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مىكنند، و جان خود را با آن محزون مىسازند، داروى درد خود را از آن مىگيرند، هر گاه به آيهاى رسند كه در آن تشويق است، با علاقه فراوان به آن روى مىآورند، و چشم جانشان با شوق بسيار، در آن خيره مىشود، و آن را همواره نصب العين خود مىسازند، و هر گاه به آيهاى رسند كه در آن بيم و انذار است، گوشهاى دل خود را براى شنيدنش باز كرده، فكر مىكنند، صداى ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانههايش، در گوش جانشان طنينانداز است». «١»