تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
تفسير:
مؤمنان پيرو حقاند و كافران پيرو باطل
اين سه آيه، در حقيقت مقدمهاى است براى يك دستور مهم جنگى كه در آيه چهارم داده شده است.
در آيه نخست، وضع حال كافران، و در آيه دوم، وضع حال مؤمنان را بيان كرده، و در آيه سوم، آن دو را با هم مقايسه مىكند، تا با روشن شدن اين خطوط، آمادگى براى پيكار مكتبى با دشمنان بىرحم و ستمگر حاصل شود.
نخست مىفرمايد: «كسانى كه كافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند خداوند اعمالشان را به نابودى مىكشاند و گم مىكند» «الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ».
اين آيه اشاره به سردمداران كفر و مشركان مكّه است كه آتشافروزان جنگهاى ضد اسلامى بودند، نه تنها خودشان كافر بودند كه ديگران را نيز با انواع حيل و نقشهها، از راه خدا بازمىداشتند.
گر چه بعضى از مفسران، مانند «زمخشرى» در «كشاف»، «صد» را در اينجا به معنى «اعراض» از ايمان، تفسير كردهاند، در مقابل آيه بعد كه از ايمان سخن مىگويد، ولى با توجه به موارد استعمال اين كلمه در قرآن مجيد، بايد معنى اصلى آن را كه همان «منع و جلوگيرى» است حفظ كرد.
منظور از «أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ» اين است كه آن را نابود و حبط مىكند؛ زيرا گم كردن، كنايه از بىسرپرست ماندن چيزى است كه لازمه آن از بين رفتن است.
به هر حال، بعضى از مفسران، اين جمله را اشاره به كسانى مىدانند كه در روز «جنگ بدر» شترهائى را نحر كرده، به مردم انفاق كردند، «ابوجهل» ده شتر،