تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١
و اين است راه و رسم مبارزه با شياطين و اهريمنان، و طريق پيروزى بر آنان و نيل به اهداف بزرگ الهى.
با اين حال چگونه عافيتطلبان مىخواهند بدون شكيبائى و تحمل رنج و درد، به اهداف بزرگ خود نائل شوند؟
چگونه مسلمانان امروز در برابر اين همه دشمنانى كه كمر به نابودى آنها بستهاند، مىخواهند بدون الهام گرفتن از مكتب اصيل پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله پيروز شوند؟
مخصوصاً رهبران اسلامى، بيش از همه مأمور به اين برنامهاند، چنان كه در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام آمده است: الصَّبْرُ عَلى وُلاةِ الامْرِ مَفْرُوضٌ لِقُولِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لِنَبِيِّهِ: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ، وَ إِيْجابِهِ مِثْلَ ذلِكَ عَلى أَوْلِيائِهِ وَ أَهْلِ طاعَتِهِ، بِقَوْلِهِ: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولُ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ: «صبر و استقامت بر رهبران و زمامداران فريضه است، زيرا خداوند به پيامبرش فرموده: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ و همين معنى را بر دوستان و اهل طاعتش نيز فرض كرده است، چرا كه مىگويد: براى شما در زندگى پيامبر تأسى نيكوئى بود (و شما نيز بايد همگى به او اقتداء كنيد). «١»
***