تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥
يعنى، آنها نخواستند به وسيله قرآن، هدايت شوند نه اين كه هدايت قرآن كمبودى داشت.
تعبير به «إِفْكٌ قَدِيم»، شبيه تهمت ديگرى است كه از زبان آنها در آيات قرآن نقل شده كه، مىگفتند: اينها أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ (افسانههاى پيشينيان) است. «١»
و نيز تعبير به «سَيَقُولُون» به صورت فعل مضارع، دليل بر اين است كه آنها به طور مستمر، اين تهمت را به قرآن مىبستند، و آن را پوششى براى عدم ايمان خود قرار مىدادند.
***
سپس، به دليل ديگرى براى اثبات حقانيت قرآن، و نفى تهمت مشركان كه مىگفتند: اين يك دروغ قديمى است، پرداخته مىگويد: «از نشانههاى صدق اين كتاب بزرگ، اين است كه قبل از آن كتاب «موسى» عليه السلام- در حالى كه پيشواى مردم بود، و رحمتى از سوى خدا نازل گرديد، و خبر از اوصاف پيامبر بعد از خود داد-، و اين قرآن نيز، كتابى است هماهنگ با نشانههائى كه در تورات آمده» «وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ».
با اين حال، چگونه مىگوئيد اين يك دروغ قديمى است؟!
كراراً در آيات قرآن، روى اين نكته تكيه شده است كه قرآن تصديق كننده «تورات و انجيل» است، يعنى هماهنگ با نشانههائى است كه در اين دو كتاب آسمانى، درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و كتاب آسمانى او آمده است، به قدرى اين نشانهها دقيق بوده كه قرآن مىگويد: الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما