تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
حتى در مورد اسيرانى كه استثنائاً به خاطر خطرناك بودنشان، يا به علل ارتكاب جرائم خاصى، اعدام مىشوند دستور داده شده: قبل از اجراى حكم، با آنها نيكى شود. چنان كه در حديثى از على عليه السلام مىخوانيم: إِطْعَامُ الْأَسِيرِ وَ الْإِحْسَانُ إِلَيْهِ حَقٌّ وَاجِبٌ وَ إِنْ قَتَلْتَهُ مِنَ الْغَدِ: «غذا دادن به اسير و نيكى نسبت به او، حق واجبى است هر چند بنا باشد كه فردا او را اعدام كنى». «١»
و احاديث در اين زمينه بسيار است. «٢»
تا آنجا كه در حديثى از امام «على بن الحسين» عليه السلام آمده است: اذا اخَذْتَ اسِيْراً فَعَجِزَ عَنِ الْمَشْىِ وَ لَيْسَ مَعَكَ مَحْمِلٌ فَارْسِلْهُ، وَ لاتَقْتُلْهُ، فَانَّكَ لاتَدْرِى ما حُكْمُ الامامِ فِيْهِ: «هنگامى كه اسيرى گرفتى و او را با خود مىآورى اگر از راه رفتن ناتوان شد، و مركبى براى حمل او نداشتى او را رها كن، و به قتل مرسان؛ چرا كه نمىدانى حكم امام درباره او چيست»؟. «٣»
در حالات پيشوايان اسلام آمده است: آنها از همان غذائى كه خودشان تناول مىكردند، به اسيران مىدادند.
اما حكم اسير، همان گونه كه در تفسير آيات گفتيم، بعد از خاتمه جنگ يكى از سه چيز است: آزاد كردن بىقيد و شرط، آزاد كردن مشروط به پرداخت فديه (غرامت) و برده ساختن او، و البته انتخاب يكى از اين سه امر، منوط به نظر امام و پيشواى مسلمين است. و او هم با در نظر گرفتن شرائط اسيران، و مصالح اسلام و مسلمين، از نظر داخل و خارج كشور، آنچه را شايستهتر باشد، برمىگزيند و دستور اجرا مىدهد.
بنابراين، نه غرامت گرفتن جنبه الزامى دارد نه برده گرفتن، بلكه اينها تابع