تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
اين تأكيدهاى قرآنى، ممكن است از يكسو، اشاره به بىصبرى كفار باشد كه مىگفتند: «اگر راست مىگوئى پس چرا بلا بر ما نازل نمىشود»؟! و از سوى ديگر، انتظار مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله را مىكشيدند به گمان اين كه: هر گاه پاى او در ميان نباشد، همه چيز پايان مىيابد.
***
بعد از اين هشدارها، به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دستور مىدهد «آنچه را بر تو وحى شده محكم بگير كه تو بر صراط مستقيمى» «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ».
كمترين اعوجاج و كجى در كتاب و برنامه تو نيست، و عدم پذيرش گروهى از آنان، دليل بر نفى حقانيت تو نخواهد بود، تو با نهايت جديت به راه خويش ادامه ده، بقيه با ما است.
***
سپس مىافزايد: «و اين (قرآنى كه بر تو وحى شده) مايه يادآورى (و عظمت) تو و قوم تو است «وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ».
هدف، از نزول آن، بيدار ساختن انسانها و آشنا نمودن آنها به وظائفشان است.
«و به زودى سؤال خواهيد شد» (كه با اين برنامه الهى و اين وحى آسمانى چه كرديد)؟! «وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ».
مطابق اين تفسير، «ذكر» در آيه فوق، به معنى «ذكر اللَّه» و آشنائى و آگاهى بر تكاليف دينى است، همان گونه كه در آيات ٥ و ٣٦ اين سوره نيز به همين معنى آمده است، مانند بسيارى ديگر از آيات قرآن.
اصولًا يكى از نامهاى قرآن مجيد، همان «ذكر» است، ذكر به معنى يادآورى