تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٥
اما اين آفرينش، همان گونه كه سرآغازى داشته، سرانجامى نيز دارد، و لذا در دنباله آيه مىافزايد: «ما براى آن سرآمد معيّنى قرار داديم» «وَ أَجَلٍ مُسَمّىً».
كه با فرارسيدن آن، دنيا فانى مىشود، و چون اين جهان توأم با حق و داراى هدف است، طبعاً بايد به دنبال آن جهانى ديگر كه نتائج اعمال در آن بررسى مىشود وجود داشته باشد، بنابراين حقانيت اين جهان خود دليل بر وجود معاد است، و گرنه پوچ و بيهوده بود و توأم با ظلم و ستم فراوان.
اما با اين كه قرآن حق است، و آفرينش جهان نيز حق، «كافران لجوج از آنچه انذار شدهاند، روىگردان هستند» «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ».
از يك سو، آيات قرآن پى در پى آنها را انذار و بيم مىدهد كه دادگاه بزرگى در پيش داريد، و از سوى ديگر، جهان آفرينش با نظامات خاص خود نيز هشدار مىدهد كه حسابى در كار است، اما اين غافلان بىخبر نه به اين توجهى مىكنند، و نه به آن.
تعبير به «مُعْرِضُون» از ماده «اعراض»، اشاره به اين است كه اگر با آيات تكوين و تدوين روبرو و مواجه شوند، حقايق را درك مىكنند، اما آنها صورت خود را برمىگردانند، و از حق گريزانند، مبادا در روند تقاليد و تخيلات و هوى و هوس آنها دگرگونى ايجاد كند.
***