تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤
٣- سرنوشت دردناك بردگان در گذشته
بردگان در طول تاريخ، سرنوشت بسيار دردناكى داشتهاند، به عنوان نمونه، بردگان «اسپارتها» را كه به اصطلاح قومى متمدن بودند در نظر مىگيريم، به قول نويسنده «روح القوانين»: غلامان اسپارتى، به قدرى بدبخت بودند كه تنها غلام يك نفر نبودند، بلكه غلام تمام جامعه، محسوب مىشدند، و هر كس بدون ترس از قانون، مىتوانست هر قدر بخواهد غلام خود يا ديگرى را آزار و شكنجه دهد، و در حقيقت زندگانى آنها از حيوانات نيز بدتر بود.
از زمانى كه بردگان را از كشورهاى عقبافتاده، صيد مىكردند تا هنگامى كه در بازارهاى فروش، عرضه مىشد، بسيارى از آنها مىمردند، و باقيمانده وسيلهاى بودند، براى بهرهگيرى بردهفروشان طمّاع، و اندك غذائى كه به آنها مىدادند براى زنده ماندن و كار كردن بود، و به هنگام پيرى و بيمارىهاى صعب، آنها را به حال خود، رها مىكردند، تا به شكل دردناكى جان دهند!
لذا، نام بردگى در طول تاريخ با انبوهى از جنايات هولناك همراه است.
با روشن شدن اين چند نكته به صورت فشرده، به طرح اسلام در زمينه آزادى تدريجى بردگان بازمىگرديم.
٤- طرح اسلام براى آزادى بردگان
آنچه غالباً مورد توجه قرار نمىگيرد، اين است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعهاى وارد شود، ريشهكن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده، نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك، مبتلا شده و بيماريش كاملًا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه دهها سال، به اعتياد زشت خو گرفته، در اين گونه موارد حتماً بايد از «برنامههاى زمان بندى شده»، استفاده كرد.