تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٤
آماده مىكند.
***
در آيه بعد، براى نشان دادن ميزان دلبستگى غالب مردم به اموال و ثروتهاى شخصى، مىافزايد: «هر گاه اموال شما را مطالبه كند، و حتى اصرار ورزد، بخل مىورزيد، (بلكه از آن بالاتر) كينهها و خشم شما را آشكار مىسازد»! «إِنْ يَسْئَلْكُمُوها فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَ يُخْرِجْ أَضْغانَكُمْ».
«يُحْفِكُم» از ماده «احفاء» به معنى اصرار در مطالبه و سؤال است، و در اصل، از «حفأ» به معنى پابرهنه راه رفتن است. اين تعبير، كنايه از كارهائى است كه انسان تا آخرين حد آن را پيگيرى مىكند، لذا «احفاء شارب»، به معنى اصلاح كردن سبيل در كوتاهترين حد است.
و «أَضغان» جمع «ضغن» چنان كه قبلًا هم اشاره كرديم، به معنى «كينه شديد» است.
خلاصه اين كه: آيه، بيانگر دلبستگى شديد بسيارى از مردم به مسائل مالى است، و در حقيقت يك نوع ملامت و سرزنش آنها و در عين حال، تشويق به ترك اين وابستگى است، تا آنجا كه اگر خدا نيز از آنها مطالبه كند، خشم و كينه او را به دل مىگيرند!
و به اين ترتيب، با اين تازيانه ملامت، روح خفته انسانها را بيدار مىسازد، تا زنجير اسارت و بردگى اموال را از گردن خويش بردارند، و آنچنان شوند كه در راه دوست از همه چيز بگذرند، و همه را بر پاى او نثار كنند، در عوض، ايمان و تقوا و رضا و خشنودى او را بطلبند.
***
آخرين آيه مورد بحث، كه آخرين آيه سوره «محمّد» صلى الله عليه و آله است، تأكيد