تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٢
يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ: «ما مىدانيم آنها مىگويند: بشرى به او تعليم مىدهد، در حالى كه زبان كسى كه اين نسبت الحادى را به او مىدهند، عجمى است، و اين قرآن عربى آشكار است». «١»
و گاه مىگفتند: او گرفتار اختلالِ حواس شده است، و اين سخنان، زائيده از دست دادنِ تعادل فكرى است.
***
سپس مىافزايد: «ما كمى عذاب را از شما برطرف مىسازيم، ولى عبرت نمىگيريد، و بار ديگر به كارهاى خود بازمىگرديد» «إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ».
و از اينجا روشن مىشود: اگر به هنگام گرفتارى در چنگال عذاب، از كرده خود پشيمان مىشوند و تصميم بر تجديد نظر مىگيرند، موقت و زودگذر است، همين كه طوفان حوادث فرو نشست، برنامههاى پيشين تكرار مىگردد.
***
و در آخرين آيه مورد بحث، مىفرمايد: «ما از آنها انتقام مىگيريم، روزى كه آنهارا باقدرت مىگيريم، آرى، ما از آنها انتقام مىگيريم» «يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ». «٢»
«بَطْش» (بر وزن نقش)، به معنى گرفتن چيزى است با قدرت، و در اينجا، به معنى گرفتن براى مجازات شديد است، و توصيف «بَطْشَة» به «كُبْرى»، اشاره به مجازات سخت و سنگينى است كه در انتظار اين گروه مىباشد.