تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥
طريق «استراق سمع» به اخبار آسمانها گوش فرا مىدادند، با ظهور پيامبر اسلام از آن بازگردانده شدند و به سوى قرآن روى آوردند.
«نَفَر» چنان كه «راغب» در «مفردات» گفته، به معنى «گروهى از مردان است كه مىتوانند به اتفاق يكديگر كوچ كنند».
و مشهور در ميان ارباب لغت، جماعتى است از سه تا ده نفر، و بعضى تا چهل نفر نيز گفتهاند (هر چند اين تعبير در زبان فارسى بر يك فرد نيز اطلاق مىشود).
بعد از آن مىافزايد: «هنگامى كه در برابر قرآن حضور يافتند و آيات روحپرور آن را شنيدند، به يكديگر گفتند: خاموش باشيد و بشنويد» «فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا».
و اين موقعى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در دل شب، يا به هنگام قرائت نماز صبح، آيات قرآن را تلاوت مىفرمود.
«أَنْصِتُوا» از «انصات» به معنى «سكوت توأم با استماع و توجه» است.
سرانجام، نور ايمان در دل آنها تابيدن گرفت، و حقانيت آيات قرآن را در درون جان خود لمس كردند، لذا «هنگامى كه تلاوت قرآن پايان يافت، همچون مبلغانى به سوى قوم خود رفتند، آنها را انذار كردند» (و از حقيقتى كه نصيبشان شده بود آگاه ساختند) «فَلَمَّا قُضِىَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ».
و اين چنين است راه و رسم افراد با ايمان، كه پيوسته طالب آنند ديگران را از حقايقى كه خود آگاه شدهاند آگاه سازند، و منابع ايمان خود را در اختيار آنها قرار دهند.
***
آيه بعد، بيانگر چگونگى دعوت اين گروه، از قوم خود به هنگام بازگشت به