تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩
٤٦ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ فَقالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ
٤٧ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآياتِنا إِذا هُمْ مِنْها يَضْحَكُونَ
٤٨ وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها وَ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
٤٩ وَ قالُوا يا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ
٥٠ فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ
ترجمه:
٤٦- ما موسى را با آيات خود به سوى فرعون و درباريان او فرستاديم؛ (موسى به آنها) گفت: «من فرستاده پروردگار جهانيانم»
٤٧- ولى هنگامى كه او آيات ما را براى آنها آورد، به آن مىخنديدند!
٤٨- ما هيچ آيه (و معجزهاى) به آنان نشان نمىداديم مگر اين كه از ديگرى بزرگتر (و مهمتر) بود؛ و آنها را به (انواع) عذاب گرفتار كرديم شايد بازگردند!
٤٩- (وقتى گرفتار بلا مىشدند مى) گفتند: «اى ساحر! پروردگارت را به عهدى كه با تو كرده بخوان (تا ما را برهاند) كه ما هدايت خواهيم يافت»!
٥٠- اما هنگامى كه عذاب را از آنها بر طرف مىساختيم پيمان خود را مىشكستند!