تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
با يك زنجير مىبندند!.
پيداست كه منظور از «مشرقين» (دو مشرق)، «مشرق» و «مغرب» است؛ زيرا طبق عادت عرب به هنگامى كه مىخواهند از دو جنس مختلف تثنيه بسازند لفظ را از يكى انتخاب مىكنند، مانند «شمسين» (اشاره به خورشيد و ماه) و «ظهرين» (اشاره به نماز ظهر و عصر) و «عشائين» (اشاره به نماز مغرب و عشاء).
تفسيرهاى ديگرى نيز، ذكر كردهاند كه به هيچ وجه در آيه مورد بحث مناسب به نظر نمىرسد، مانند «مشرق آغاز زمستان و مشرق آغاز تابستان»، هر چند در موارد ديگرى مناسب است.
به هر حال، اين تعبير كنايهاى است از دورترين فاصلهاى كه به تصور مىگنجد؛ چرا كه «دورى مشرق و مغرب» ضرب المثل معروفى است در اين زمينه.
***
ولى اين آرزو، هرگز به جائى نمىرسد، و ميان آنها و شياطين هرگز جدائى نمىافتد، لذا در آيه بعد مىافزايد: « (ولى به آنها مىگوييم؛) هرگز اين گفتگوها امروز به حال شما سودى ندارد، چرا كه ظلم كرديد؛ و همه در عذاب مشتركيد»! «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ».
بايد عذاب اين همنشين سوء را با عذابهاى ديگر براى هميشه ببينيد. «١»
و به اين ترتيب اميد آنها را در مورد جدائى از شياطين براى هميشه مبدل به يأس مىكند و چه طاقتفرساست تحمل اين همنشينى؟!